زینب واعظ محرابی
حج را به سفری بزرگ و سرنوشتساز تشبیه کردهاند که انسان در آن، جلوههایی از جهان پس از مرگ و احوال قیامت را مشاهده میکند و خویش را برای آن سفر جاودانه مهیا میسازد. اهل معرفت بر این باورند که در هر مرحله از اعمال و مناسک حج، میشود نشانهای از جهان دیگر را یافت و از آن برای آمادهسازی خود برای آن روز درس گرفت.
نخستین درس حج، وداع با تعلقات دنیوی است. آنگاه که انسان با خانواده، دوستان و آشنایان خداحافظی میکند و راهی سرزمین وحی میشود، یادآور لحظه کوچ ابدی از این جهان است که ناگزیر میبایست همه وابستگیهای دنیوی را پشت سر گذاشت و رهسپار سرای باقی شد.
آمادهکردن توشة سفر، درس بزرگ بعدی است. همانگونه که زائر خانه خدا میکوشد برای سفر چندروزه حج به برداشتن ضروریات بسنده کند و از بردن اقلام بیهوده و اضافی خودداری ورزد، انسان نیز باید برای آخرتش رهتوشهای شایسته فراهم آورد. بهترین زاد و توشه را نیز خداوند مشخص فرموده است: «تَزوّدوا فانّ خیرَ الزّاد التّقوی واتّقونِ یا اُولی الالباب: برای خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه، پرهیزگاری است. ای خردمندان، از من پروا کنید» (بقره، ۱۹۷).
عبادتی که با ریا، غفلت و سستی همراه باشد، توشه نجاتبخش نیست و انسان را در مسیر رستگاری، یاری نخواهد کرد. این حقیقت، آدمی را به یاد مسافری میاندازد که برای عبور از بیابانی دشوار، نیازمند مرکب، آذوقه و همراهی مطمئن است. سفر آخرت نیز بدون ایمان، عمل صالح و عبادت خالص، دشوار و هراسانگیز خواهد بود.
هنگامی که حاجی بر مَرکب سفر مینشیند و راه را آغاز میکند، باید به راه طولانی آخرت و دشواریهای پیش رو بیندیشد. خستگیها، سختیها و بیمهای راه، یادآور رنجها و هول و هراس عالم پس از مرگ است؛ روزی که هر انسانی نتیجه اعمال خویش را خواهد دید.
آنگاه که زائر جامة معمولش را با دو تکه پارچه سفید عوض میکند، یادآور لحظهای است که پس از مردن، دیگران لباسش را درمیآورند و کفن سفید بر او میپوشانند. اینجا بهاختیار جامه تعلقات را درمیآورد و آن روز بهاجبار!
زمانی که حاجی ندای «لبیک» سر میدهد و دعوت پروردگار را پاسخ میگوید، باید به یاد روزی باشد که همگان برای حسابرسی فراخوانده میشوند؛ روزی که هیچکس از سرانجام خویش آگاه نیست و نمیداند فرجامش سعادت خواهد بود یا شقاوت. نقل کردهاند که امام سجاد(ع) هنگام احرام، از شدت خوف رنگش میپرید و به دشواری «لبیک» میگفت؛ زیرا بیم داشت ندایش قبول نشود. همو میفرمود کسی که با مال حرام یا شبههناک به حج رود، تا حق مردم را ادا نکند، عبادتش پذیرفته نخواهد شد!
طواف به گرد کعبه و سعی میان صفا و مروه، تصویر انسان نیازمند و امیدواری است که به درگاه بزرگواری پناه آورده و چشم به رحمت و بخشش او دوخته است. او با دعا، تضرع و امید، میکوشد رحمت الهی را به دست آورد و از لغزشها و گرفتاریها رهایی یابد.
وقوف عرفه
روز نهم ذیالحجه، حاجیان رهسپار صحرای عرفات میشوند و از ظهر تا غروب آفتاب در آن سرزمین توقف میکنند. «وقوف عرفه» از مهمترین و روحانیترین مناسک حج است؛ لحظهای که دل از تعلقات دنیوی جدا میشود و فرد خود را در برابر عظمت، رحمت و مهربانی پروردگار مییابد.
اجتماع عظیم انسانها در صحرای عرفات، با اشکها، دعاها، نالهها و زمزمههای عاشقانه، صحنهای شبیه قیامت را تداعی میکند؛ روزی که همه در صحرای محشر گرد میآیند و هر کس در اندیشه سرنوشت خویش است. در آن سرزمین، هیچ تفاوتی میان فقیر و غنی، سفید و سیاه، عرب و عجم وجود ندارد و همه با لباس یکسان، نشانهای از برابری انسانها در برابر خداوند را به نمایش میگذارند.
در میان همه اعمال حج، هیچ لحظهای به اندازه وقوف عرفه به رحمت الهی نزدیک دانسته نشده است. در روایات آمده است در این روز، درهای آسمان گشوده میشود و فرشتگان به بندگانی که پاکدلانه دست دعا به سوی خدا بلند کردهاند، مینگرند. نقل شده است که پیامبران و شهیدان نیز در این روز به اهل عرفات توجه دارند و برایشان رحمت و مغفرت میطلبند.
در روایتی آمده است که خداوند به فرشتگان میفرماید: «بنگرید به بندگان من که از راههای دور آمدهاند: تنشان خسته، چهرهشان غبارآلود و پاهایشان رنجور شده است. آنان خانه و زندگی خود را ترک کردهاند و تنها با امید به رحمت من در این سرزمین گرد آمدهاند.» فرشتگان میگویند: «پروردگارا، اینان میهمان تو هستند؛ بندگانی که تنها به تو امید بستهاند و جز رحمتت پناهی ندارند.»
در ادامه این روایتها آمده است که خداوند بر بندگانش رحمت می آورد و میفرماید: «شما وظیفه خود را انجام دادید، اکنون بخشش و پاداشتان با من است.» سپس ندای رحمت الهی به اهل عرفات میرسد که: «ای بندگان من، شما را بخشیدم و گناهانتان را آمرزیدم.»از همین رو، روز عرفه را روز دعا، توبه و بازگشت به خدا دانسته و گفتهاند اگر انسانی در این روز با دلی شکسته و نیتی خالص به درگاه الهی روی آورد، ناامید بازنخواهد گشت؛ زیرا عرفه، روز گسترده شدن سفره رحمت الهی بر بندگان است.
راز عرفات
درباره نامگذاری «عرفات» و «عرفه» دیدگاههای گوناگونی مطرح شده است و دلایل مختلفی برای این نام بیان کردهاند.
برخی این نام را برگرفته از ماجرای حضرت ابراهیم(ع) میدانند. نقل شده است زمانی که جبرئیل مناسک حج را به او آموزش میداد، پس از هر بخش از اعمال، آن حضرت میفرمود: «قد عَرَفتُ، قد عرفت»؛ یعنی «شناختم و دانستم». از همین رو، آن سرزمین «عرفات» نام گرفت؛ جایگاهی که با شناخت و معرفت پیوند خورده است. گروهی دیگر این نام را به داستان حضرت آدم(ع) مرتبط میدانند. گفتهاند حضرت او پس از هبوط به زمین، در سرزمین عرفه به خطای خویش اعتراف کرد و از خداوند آمرزش خواست و گفت: «رَبَّنَا ظَلَمنَا أنفُسَنَا: پروردگارا، ما بر خویشتن ستم کردیم.» از آن زمان، عرفات سرزمین اعتراف، توبه و بازگشت انسان به سوی خدا شناخته شد.
برخی نیز واژه «عرفات» را برگرفته از «معرفت» و شناخت دانستهاند؛ زیرا انسان در این سرزمین، بیش از هر زمان دیگری، خدای خویش و حقیقت زندگی را درمییابد. عرفه روزی است که انسان در آیینة دعا و نیایش، فقر، ضعف و نیاز خود را در برابر پروردگار میبیند.
دیدگاه دیگری نیز عرفات را محل شناخت و دیدار انسانها میداند؛ جایی که مسلمانان از سراسر جهان کنار هم جمع و از مسائل و مشکلات یکدیگر آگاه می شوند و طبیعتاً در پی رفع آنها برمیآیند و بدین ترتیب و وحدت امت اسلامی را به نمایش میگذارند.در روایتی از امیر مؤمنان(ع) آمده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: در روز عرفه، فرشتگان بزرگی چون جبرئیل، میکائیل و اسرافیل و نیز حضرت خضر حضور مییابند و هر یک ذکری بر زبان میآورند؛ جبرئیل میگوید: «ماشاءالله، لا قوّۀَ الا بالله»، میکائیل میگوید: «ماشاءالله، کل نعمۀ مِن الله»، اسرافیل میگوید: «ماشاءالله، الخیرُ کلّهُ بید الله» و خضر میگوید: «ماشاءالله، لا یَدفع السّوء الا الله». این اذکار نشانه توجه کامل به قدرت، رحمت و اراده الهی است.
در برخی روایات نیز آمده است: هنگامی که حاجیان از عرفات به سوی منا حرکت میکنند، خداوند به جبرئیل فرمان میدهد در میانشان ندا دردهد: «اهل عرفات آمرزیده شدند و توبهکنندگان مشمول رحمت الهی قرار گرفتند.»
دعای عرفه
یکی از ماندگارترین و زیباترین جلوههای معنوی روز عرفه، نیایش امام حسین(ع) است؛ دعایی که از عمیقترین متون عرفانی و توحیدی جهان اسلام به شمار میرود. آن حضرت این دعای بلند و مالامال از عشق، معرفت، بندگی، امید و توبه را در عصر روز عرفه، در فضایی سرشار از معنویت زمزمه کردند؛ دعایی که قرنهاست دل مشتاقان را به سوی خداوند میکشاند.
در دعای عرفه، امام حسین(ع) با زبانی آکنده از خضوع و محبت، انسان را به شناخت نعمتهای الهی، یادآوری ضعف و ناتوانی خویش و امید به رحمت بیپایان حق دعوت میکند. این دعا فراتر از نیایش متعارف، مدرسهای بزرگ از توحید، اخلاق، عرفان و انسانشناسی است.
حضرت در بخشی از این دعا میگوید: «خدایا! به سوی تو رغبت مینمایم و به پروردگاری ات گواهی میدهم. تو بودی که پیش از آنکه چیزی قابل ذکر باشم، مرا با نعمتهای خود پروردی و راه هدایت را نشانم دادی.» ایشان در عبارتی دیگر، به شمارش نعمتهای بیپایان الهی میپردازد و با نهایت فروتنی میگوید: «خدایا! کدام یک از نعمتهایت را میتوانم بشمارم؟ اگر همه عمر بکوشم، توان سپاس یکی از نعمتهایت را نیز ندارم.»
بخش دیگری از دعا، سرشار از اعتراف و توبه است؛ جایی که انسان در برابر عظمت الهی، به ضعف و خطاهای خویش اقرار میکند: «منم که خطا کردم، منم که غفلت ورزیدم، منم که پیمان شکستم، منم که نافرمانی کردم، پس بیامرزم، ای مهربانترین مهربانان.»در بخشهای پایانی دعا نیز، امام حسین(ع) با بیانی عاشقانه و امیدوار، خداوند را پناه انسان در سختیها و تنهاییها معرفی میکند و میگوید: «اگر رحمت تو نبود، از هلاکشدگان بودم. اگر پردهپوشی تو نبود، از رسوایان بودم و اگر یاری تو نبود، از شکستخوردگان بودم...»
دعای عرفه آیینهای از روح بلند و خداجوی امام حسین(ع) است؛ دعایی که انسان را از غفلت و دلبستگیهای دنیا جدا میکند و به سوی معرفت، توبه و آرامش الهی فرا میخواند.
شما چه نظری دارید؟